ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
242
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
سفارت و نيابت سفرا و نايبان منقطع گرديد . و در غيبت كبرى هم بسيارى از سنّى و شيعه ناگاه مشرّف خدمت او شده ، و آنها آن حضرت را به مهدويت شناختند ، و تصديق به او و به دين آباء او نمودند ، و اسماء همهء آنها در كتب ثبتاند ، لااقل به كتاب حقّ اليقين رجوع نموده ، جمعى از آن دريافت خواهند شد . تنبيه : تا اينجا ذكر سادات مقطوعى الأنساب بود ، و الحال ذكر مظنونى الأنساب ، و مشكوك الأنساب ، و مجعول الأنساب ، و مردود الأنساب مىباشد . باب در سيادت مظنوني الأنساب و تعريف آن بدانكه در غيبت كبرى تا ظهور آن حضرت سيادت بنى فاطمه مظنونى الأنساب به ظاهر محسوب مىشوند . امّا مظنونى الأنساب ساداتىاند كه نصّ قطعى و تصديق عينى به صورت جلى يا خفى از معصوم دربارهء نسب آنها ، چون « إنّ الحسن و الحسين ابناي » و أمثال آن نرسيده باشد . پس آيا به محض ادّعا و دعواى سيادت تصديقش كرده مىشود بدون اعتقاد خارجه ، يا تصديقش كرده مىشود مع ظنّ صدقه ، يا مع عدم اتّهامه ، يا تصديقش كرده مىشود مع ظنّ صدقه و عدم اتّهامه ، و اثبات البينة و الشهادة المستفيضة ، فقها خلاف دارند . امّا صورت اولى ضعيف بل باطل است ؛ زيرا كه در اداء حقوق يقيني برائت ذمّهء يقينى مطلوب است ، و آن در صورت اوّلى ممكن اصلا نيست ، پس تصديق به محض مطلق دعوا غير صحيح و لا جايز مىباشد . و ايضا ادّعاى نسب در حقيقت امرى مجهول ، خصوصا دعواى سيادت